خرید بک لینک
کاش یه مغازه بود ادم میرفت و می گفت : بی زحمت یه کم «خیال خوش» میخوام ببخشید این «خنده» ته دل چنده ؟ اقا؟این «ارامش لحظه ای » چنده ؟ این «بی خیالی» که می پاشن رو زندگی مشتی چنده ؟ از این روز هایی که «بی بغضن » دارید ؟ از این سال های بی رنج اندازه دل ما دارید ؟ این «شادی ها» اروم می کنن ؟ کاش یه جایی بود می شد رفت و بگی اقا یه «زندگی» میخوام بی زحمت جنس خوبش

برچسب: نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 18:29

خدایا به داده ها و نداده ها و گرفته هایت شکر که داده هایت نعمت نداده هایت حکمت و گرفته هایت امتحان است .

برچسب: خدایا شکرت,خدایا شکرت که هستی,خدایا شکرت برای سلامتی,خدایا شکرت که,خدایا شکرت شعر,خدایا شکرت به خاطر عشقم,خدایا شکرت بابت همه چیز,خدایا شکرت بخاطر,خدایا شکرت که سالمم,خدایا شکرت به خاطر همه چیز, نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 18:29

ببخشید سکه دارید ؟ می خواهم زنگ بزنم به گذشته ... به ان روز ها به صداقت به وفا !! به راستگویی به قول و قرار ... در پاسخ شنید به کی میخواهی زنگ بزنی ؟ زمانی تلفن کم بود اما ادم های زیادی بودند که بهشان زنگ بزنیم و یکدل سیر حرف بزنیم ... حالا تلفن زیاد است اما ادم های کمی هستند که دلمان حرف های شان را می خواهد . پ.ن : این روزها همه به بهانه این که خرج و مخارج زیاد است مهمانی نمیدهند یا برای اینکه پول شارژ زیاده به کسی تلفن نمیکنند کسانی که واقعا ندارند خب حق دارند اما طرف صحبتم با شمایی که داری است ایا ارزشش را ندارد که هر چند ماهی یک بار دو هزار تومان بدهیم با دوست و

برچسب: نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 14:26

با سلام

نوشتن رمان مانا به طور منظم ادامه پیدا خواهد کرد: هفته ای یک قسمت ، قسمت های قبلی در ارشیو هستند

برچسب: اطلاعیه,اطلاعیه, اطلاعات,اطلاعیه سازمان سنجش,اطلاعیه مهم,اطلاعیه فاتحه خوانی,اطلاعیه دانشگاه فرهنگیان,اطلاعیه جدید بیمه ایران,اطلاعیه جدید سازمان سنجش, نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 14:26

چه جالب است ناز را می کشیم اه را میکشیم اما هنوز انقدر نقاش ماهری نشده ایم که «دست »بکشیم! از هر انچه ازارمان می دهد.

برچسب: نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 14:26

در عزاداری هایتان برای بیماران دعا کنید

التماس دعا ....

برچسب: یا حسین,یا حسین غریب مادر,یا حسین غریب مادر سید جواد ذاکر,یا حسین میر حسین,یا حسین مظلوم,یا حسین شهید,یا حسین آنکه دل از,یا حسین عکس,یا حسین غریب مادر کریمی,یا حسین متحرک, نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 12:56

با سلام به مناسبت ماه محرم زندگی نامه ای مختصر یا شاید بهتر باشد بگویم اطلاعاتی در مورد امام حسین را در این پست نوشته ام *** در سال چهارم هجری دومین فرزند امام علی (ع) و فاطمه زهرا (س) در مدینه به دنیا امد .پیغمبر اکرم (ص) نام او را حسین گذاشت .او نسبت به وی علاقه فراوان داشت ((حسین از من است و من از حسینم .خدا دوست بدارد هر کس را که دوست دار حسین باشد .)) شهادت ان حضرت در روز عاشورا مصادف با دهم محرم سال 61 هجری در کربلا اتفاق افتاد و در همان سرزمین مدفون گردید امام حسین (ع) می فرماید :((عقل انسان کامل نشود مگر با پیروز

برچسب: زندگینامه امام حسین,زندگی نامه امام حسین علیه السلام,زندگینامه امام حسین از تولد تا شهادت,زندگینامه امام حسین ویکی پدیا,زندگینامه کامل امام حسین,زندگی نامه امام حسین علیه سلام,زندگی نامه امام حسین از ولادت تا شهادت,زندگی نامه امام حسین کوتاه,زندگی نامه امام حسین مختصر,زندگی نامه امام حسین برای کودکان, نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 12:56

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت. روزی که کمترین سرود بوسه است و هر انسان برای هر انسان برادری است. روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند قفل افسانه ای ست و قلب برای زندگی بس است روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است تا تو به خاطرآخرین حرف دنبال سخن نگردی. روزی که آهنگ هر حرف، زندگی ست تا من به خاطر، آخرین شعر، رنج جست و جوی قافیه نبرم. روزی که هر لب ترانه ایست تا کمترین سرود، بوسه باشد. روزی که تو بیایی، برای همیشه بیایی و مهربانی با زیبایی یکسان شود. روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم.... و من آ

برچسب: روزی ما دوباره كبوترهایمان را پیدا خواهیم كرد,روزی ما کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد,روزی که ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد,روزی ما دوباره کبوترهایمان پیدا خواهیم کرد, نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 12:56

با گذر زمان نظرت راجع به خیلیا عوض میشه.... *** بهترین دوستم اینه است وقتی من گریه می کنم او نمی خندد چارلی چاپلین پ.ن :گاهی اوقات ادم هایی در زندگی و اطرافت وجود دارند که اصلا برایشان مهم نیست که برای حرف هایی که میزنی چه قدر پشتش زجر کشیدی و برای بعضی چیز ها چه قدر تلاش کردی انها فقط چشمهایشان را می بندند و میخندند

برچسب: گذر زمان,گذر زمان شعر,گذر زمان به انگلیسی,گذر زمان در فضا,گذر زمان عشق,گذر زمانه,گذر زمان در عشق,گذر زمان متن,گذر زمان عکس,گذر زمان در معماری, نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 3:19

جاده گفتی یعنی رفتن ؟ جاده یعنی تکرار همین واژه ؟ دریغ دوست دانایم دانا باش که حقیقت بس غمناکتر است جاده رفتن نیست که تو بتوانی با آسانی چند کمند سوی آفاقی چند از پی صید ابعاد زمان اندازی که به دام آری آهوهای می روم و خواهم رفت و خوا... که به بند آری آهوهای چست زمان را جاده رفتن نیسجاده مصدر نیست جاده تکرار یک صیغه ی غربت بار است جاده یک صیغه که تکرارش گردبادی است که با خود خواهد برد که برد هر چه برگ و بر باغ دل تو هر چه بال و پر پروانه ی پندار مرا جاده رفتن نیست جاده طومار و نواری نه و جوباری جاده یعنی رفت رفت رفت همین منوچهر اتشی

برچسب: جاده یعنی رفت, نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 3:19

ادم ها تمام نمی شوند ...

ادم ها نیمه های شب با انچه در پس ذهن تو برایت باقی گذاشته اند به تو هجوم می اورند ....

برچسب: نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:16

برچسب: نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:16

با سلام یه چند تا مطلب رو باید میگفتم که در این پست میگم اول اینکه من معتقدم اگر با کسی تبادل لینک کردم حد امکان بهش سر بزنم و اصلا هم دوست ندارم با کسی تبادل لینک کنم که اصلا به وبم نیاد !!! و اینکه اگر خواستین لینکم کنید بهم اطلاع بدین اگر وبتون خوب باشه تبادل لینک می کنم والبته وب همه خوبه اما میدونین که سلیقه ها فرق داره و من برای وبم قانون نذاشتم اما این ها رو گفتم بدونین که من به وبلاگ دوستان سر میزنم راستی از اتنای عزیز بابت کامنت های زیباش مچکرم

برچسب: اطلاعیه مناقصه,اطلاعیه منطقه آزاد اروند,اطلاعیه مناقصات,اطلاعیه منتشره پدیده,اطلاعیه منتشره شرکت ها,اطلاعیه استخدام منشی,اطلاعیه فروش منزل,اطلاعیه تصدی منصب قضا,اطلاعیه به مناسبت اربعین حسینی,اطلاعیه کار در منزل, نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 23:10

عصر مرد وقتی از سرکار اومد خونه زن سریع نامه ای که از قبل داخلش نوشته بود : من دیگه ازت خسته شدم و می خوام جدا شم و الان هم رفتم خونه بابام . رو روی میز گذاشت و رفت زیر تخت مخفی شد تا عکس العمل شوهرش را ببیند ، مرد خسته اومد خونه ، دید همه جا خلوته و زنش را صدا زد اما نبود ... یهو چشمش به نامه افتاد اون رو برداشت و خوند و بعد جمله هایی روش نوشت و گذاشت سر جاش ، وگوشیشو از جیبش در اورد و زنگ زد و شروع کرد به حرف زدن : سلام عزیزم خوبی من تازه رسیدم خونه ، زنم رفته خونه باباش و من از شرش راحت شدم ... من تا 20 دقیقه دیگه میام پیشت و گوشی رو گذاشت توی جیبش و از خونه زد بیرون

برچسب: نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 20:38

ال پاچینو می گفت :(( گاهی وقت ها دادن شانس دوباره به کسی مثل دادن یک گلوله اضافه به اوست برای اینکه بار اول نتونسته تو رو خوب هدف بگیره !!))

برچسب: نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 20:38

هر ردپای اهویی را که دیدی دنبال نکن ... این روز ها زیادند گرگ هایی که با کفش اهو راه می روند!!

برچسب: قصه روزگار,قصه ی روزگار,قصه های روزگار,علیرضا روزگار قصه لیلی مجنون,این جداییا قصه روزگاره,قصه روزی روزگاری,قصه تلخ روزگار,این جداییها قصه روزگاره,قصه سریال روزی روزگاری, نویسنده: آرتین حسینی‌پور تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 20:38

صفحه بندی